قامتت را سایه سار این دل غمناک کن

یک فرصت دیگر

 قامتت را سایه سار این دل غمناک کن
پوریایم باش یک دم شانه ات را خاک کن
طعنه هایت را به جان خواهم خرید ،اکنون ولی
خواهشم این است :دندان بر جگر، امساک کن 
رنگ سرخ سیلی پیمانه کی باشد ملاک؟
یک نظرهم آن طرف بر برگ زرد تاک کن
لرزه های قلب من بم را تداعی می کند
لحظه ای ایینه شو حس مرا پژواک کن
من نمیگویم کتاب خاطراتت را نخوان
مهربانم ، برگ های تلخ آن را چاک کن
بیت های درهم دیروز من شعری نبود
اشتباهات عروض و وزن آن را پاک کن
پشت دیوار بلند خستگی کِز کرده ام
تیشه را برگیر و آن را همچو تلی خاک کن
لوت لبهای دلم جان می کند از بی کسی
رعد و برقی شو برایش ساعتی کولاک کن
سیل شد هُرمِ نفسهای عمیقت بر تنم
لب گزیدن های جان سوز مرا ادراک کن
 آری امشب تک تک سلول هایم جان گرفت
نازنین بنشین دگر،کمتر تو فکر ساک کن
سراینده فهیم بخشی
بیرجند

برای شنیدن فایل صوتی این شعر با صدای شاعر لطفا کلیک فرمایید 

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
الناز

الهی ان شب که همه قران به سر می گذارند ما را توفیق بده قران را به دل کنیم . . . التماس دعا

فرهین رام

درود شاعر بزرگوار خوشحالم که بر وبلاگ بسیار وزین شما میهمان شدم...بلندای اندیشه تان ستودنی ست و قلمتان زیبا می رقصد. پاینده باشید

صهبای بیدگلی

سلام پشت دیوار بلند خستگی کِز کرده ام تیشه را برگیر و آن را همچو تلی خاک کن درود