هرجا زمین اسیر بلا شد دلم گرفت

هرجا زمین اسیر بلا شد دلم گرفت

خون دلش رواج و روا شد دلم گرفت

هر جا زمین چو مادر طفلان ناخلف

کافر به مهر و ماه و خدا شد دلم گرفت

هرجا که حوصله کآردش باستخوان رسید

نالید و لب گزید و فنا شد دلم گرفت

هرجا لب و زبان و گلویی به گل نشست

آه از نهاد واژه جدا شد دلم گرفت

هر صبحی از بهار که انتحار ، انفجار

سرخط روزنامه ها شد دلم گرفت

هی دجله روی دجله و هی موج روی موج

سیل از سرشک خانه به پا شد دلم گرفت

هرجا که باغ سبز انارین آرزو

آفت گرفت و باد هوا شد دلم گرفت

دندانه های پیش و نیش و آسیا ی عقل

هی گردتر ، دچار چَرا شد دلم گرفت

هرجا عطای برحق عشاق بی قرار

هردم حواله سوی لقا شد دلم گرفت

از هر وجب به وجب شاهراه عشق

راهی به سوی فاصله وا شد دلم گرفت

سوگند به صلح ، به عشق ، به انتظار 

حرف از قسم به جان شما شد دلم گرفت

فهیم بخشی


/ 2 نظر / 47 بازدید
yasesefid3

بسیار زیباست و دل نشین درود بر شما

yasesefid3

بسیار زیباست و دل نشین درود بر شما