این گونه احسان می کند

اخمی ز نو آغاز کرد این گونه احسان می کند

زخم دلم را باز کرد این گونه احسان می کند

در این دیار بی کسی دنیای من بودست او

دنیای من پروازکرد این گونه احسان می کند

من شادمانی و خوشی از بهر او کردم طلب

او غم طنین انداز کرد این گونه احسان می کند

با رنج او رنجیده ام با ساز او رقصیده ام

آهنگ دیگر ساز کرد این گونه احسان می کند

من در تمنای گلی زآن باغ سبز چشم او

خود را به خواب ناز کرد این گونه احسان می کند

خواندم برای قلب او دنیایی از شعر و جنون

صد حرف من یک غاز کرد این گونه احسان می کند

بیچاره این مرغ دلم بال و پرش را بسته بود

بند از دوبالم باز کرد این گونه احسان می کند

سراینده :فهیم بخشی

بیرجند

زمستان1391