بازی عشق

دیدی که آن رفتارها گامی زعشق است

من گفته بودم این پسر جامی زعشق است

هرچند او تهدید و ارعابت نموده است

اززعم او دیوانگی بامی زعشق است

گر نعره ها از بهر دیدارت کشیده است

فریاد او غوغا و فرجامی زعشق است

گر دست چوپانان کنون ازپشت بسته است

قطعا بیابان گردیش نامی زعشق است

گفتند او ریلی برای زندگی درخواب دیده است

دیوانگی کرده و  اقسامی زعشق است

گرهم که ناگه بوده سربرسنگ خورده است

این نادمی  مشق شب و وامی زعشق است

حالا که قانع گشته ای او دل سپرده است

بازی زنو این خود دگرشامی زعشق است

اکنون "رسا" این نکته دریاب وعمل کن

آرامش ومهر و وفا مامی زعشق است

سراینده : فهیم بخشی

27/11/1391

بیرجند