امید

زتیر نگاهت فقط یک اصابت بس است

زباران مهر و وفایت طراوت بس است

نگویم که با من نشین و شبی صبح کن

نگاهت برای گذار از نقاهت بس است

چو بینی که من ساعیم روز و شب

روا نیست گویی سماجت بس است

مگو که طبیبی و درمان کنی بعد ها

زبهردل ریش ریشم حجامت بس است

بیا و تو فرصت به دست رقیبان مده

که دل با شماتت نگوید متانت بس است

چو دل واله گشت وهوای تودر سر نمود

بدانستم آندم دگر خواب راحت بس است

چو یک دم به همراه توماه بینم به خواب

مرا یادی از آن زمان تا قیامت بس است

سراینده : فهیم بخشی

7/11/1391

بیرجند