رویای شبه نور  را باید فراموشش کنی

 گردابی ازهاشور را باید فراموشش کنی

گاهی هوس در گوش دل نجوای "هیبت "می کند

آن شیوه ی بلغور را باید فراموشش کنی

ابریشمش هر باغ را پاییزی ازکافور کرد

آن دام خود مجبور را باید فراموشش کنی

دیدیم گاهی  نردبان با شانه ها همرنگ شد

آن وصله ی نا جور را باید فراموشش کنی

حتی اگر جام نفس هم بوی خود خواهی دهد

آن حبه ی انگور را باید فراموشش کنی

گلچین کند حلاجی پیر زمان دُردانه را

حلاج بی منصور را باید فراموشش کنی

سراینده : فهیم بخشی

زمستان92

بیرجند