قاب

دل من چون  لب خندان تورا  قاب گرفت

نقش هرخاطره جز یاد تو را آب گرفت

دل سپردن به همین جزر و مدت باعث شد

که چنین زورق قلبم  ره گرداب گرفت

سال ها  ترک می ومیکده ام در سر بود

او زخون جگری تازه  می ناب گرفت

من به شب منتظرپیک و پیامی بودم

او  زسر منشاء جان ساغر نایاب گرفت

خواستم تا ره او را به عبث سد سازم

یاد تو آمد و دل یکسره سیلاب گرفت

سراینده : فهیم بخشی

بیرجند