ای کاش دلم فدایی نامت بود

پیوسته هواخواه و پی دامت بود

هنگام سحر که ساغرش گشت تهی

با زمزمه ای فتاده در جامت بود

سراینده :فهیم بخشی

بیرجند

×××××××××

ای کاش دلم فدایی راهت بود
دستی به عصا همیشه در چاهت بود
هر وقت که او هوای جامی می کرد
چشمش به کمان و صورت ماهت بود

سراینده :فهیم بخشی

بیرجند