شعر رییس

وقتی تو از بالا مرا داری تماشا می کنی

با آن خیال برتری با خود صفاها می کنی

من مرده چشم خمار و پلک سنگین توام

وقتی یکی حالا وبعدی بعدها وا می کنی

با آن همه داناییت در هر نبردی از خیال

بس دشمنی ها را به یک تدبیرخنثا می کنی

با  آن نگاه نافذ و جذاب عاقل درسفیه

درآن عوالم بهر خود نوشابه ها وا می کنی

من عاشق سبک هدف گیری وپرتاب توام

وقتی که چشمت بسته و اینگونه غوغا میکنی

چرخی زنی وتیررا راهی کنی هرجا که خورد

در ان مکان با دایره یک سیبل بر پا میکنی

وقتی که با این شیوه ات پیروز میدان گشته ای

آنگه برای شادیت هم جیغ و هورا میکنی

سراینده : فهیم بخشی

بیرجند

این شعر را به یکی از دوستانم که رییس شده تقدیم می نمایم  امید آن که مقبول افتد!!!!!!!!قهقههقهقهه