اینجا دگر یک همزبان با من هم آوا نیست

یک سایه بان ساده هم  گویی که بر پا نیست

این راز را با هرکسی گفتم جوابم داد:

یک دل نشانم ده ، بگو  تنهای تنها نیست

بدتر از این هم لحظه ای باشد که می گویند:

این خود مگر یک ویژگی ، نوعی مزایا نیست

ای وای بر ما  تیرگی را بین که مد تهاست

این جا دگر خورشید هم بر بام رویا نیست

وقتی دلت از بی کسی تنهای تنها شد

دیگر حساب ضرب و کسر وجمع و منها نیست

حالا که رویایت مرا دیوانه ی خود کرد

دیگر خیالم واقعا دنبال این ها نیست

 فهیم بخشی